درس بیست و یکم : اسم منصرف

1- اسم منصرف را تعریف کنید؟

1- اسم منصرفی اسمی است که تنوین در آخرش ظاهر شود و حرکات مختلف اعراب را بپذیرد.

مانند سعید در قال سعیدٌ. فاعل است و مرفوع

                   عرفتُ سعیداً = مفعول است و منصوب

                   سمعتُ من سعیدٍ= که مجرور است به حرف جر

2- اسم غیر منصرف را تعریف کنید؟

2- اسم غیرمنصرف اسمی است که تنوین و کسره نمی گیرد.

مانند: ابراهیم در:

قال ابراهیمُ: ابراهیم فاعل است، علامت رفع ضمه است.

عرفتُ ابراهیمَ: ابراهیم مفعول است، علامت نصب فتحه است.

سمعتُ مِنْ ابراهیمَ: ابراهیم مجرور است، علامت جر فتحه است.

3- فرق بین اسم منصرف و غیرمنصرف را بنویسید؟

3- اسماء غیرمنصرف تنوین و کسره نمی گیرند و اسماء منصرف تنوین و همه را اعراب می گیرند.

4- اسباب منع صرف چندتاست؟

این 4 تا اسباب منع صرف هستند و هر یک دارای شرایطی هستند که ذکر می شود.

 

                   1- علم بودن- یعنی در اسمی مشهور شود

اسباب منع       2- جمع بودن

صرف             3- وصف بودن- صفت واقع شود

                   4- الف تأنیث داشتن

 

                   1- منصرف تنوین و اعراب می گیرد.

اسماء             2- غیرمنصرف تنوین و کسره نمی گیرد.

5- عَلَم بودن یعنی چه؟ و در چه شرایطی غیرمنصرف است؟

5- علم یعنی= اسمی برای شخصی یا شیئ زیاد استعمال شود.

و در صورتی غیرمنصرف است که این شرایط را دارا باشد.

1- الف و نون زائد داشته باشد                       مانند: عثمان- سلمان

این دو اسم علم شده برای دو فرد مشهور و چون الف و نون زائد دارد غیرمنصرف است.

2- غیر عربی باشد یعنی عجمی مانند:    ابراهیم – بهرام

این دو اسم علم شده برای دو فرد و غیر عربی است و غیرمنصرف است.

3- بر وزن فعل باشد مانند: یزید- اکبر هر دو اسم اند برای دو فرد علم شده اند.

اما چون وزن فعلی دارند غیرمنصرف اند.

6- شرایط وصف (صفت) بودن چیست؟

6- وصف در صورتی اسباب منع صرف است که

1- بر وزن فعلان باشد (مذکر) و فعلی (مونث) باشد

مانند: عطشان    مرد تشنه                 اسم وصف است و بر وزن فعلان آمده

          عطشی    زن تشنه                لذا اسباب منع صرف است.

2- بر وزن اَفعَلَ باشد

مانند: اَحمر- اَبیَض- اَفضَل

این ها وصف هستند و بر وزن افعل آمده اند لذا غیر منصرف هستند

                   1- الف و نون زائد داشته باشد مثل عثمان و سلیمان

                   2- غیر عربی باشد یعنی عجمی باشد، مانند: ابراهیم- بهرام

شرایط عَلَم       3- مؤنث باشد، مانند: زینب- فاطمة.

بودن:             4- مرکب مزجی باشد، مانند: بعل و یک که شده بعلبک

5- معدول باشد یعنی از کلمه ای به کلمه دیگر عدول کرده باشد بدون تغییر معنا، مانند: عمر که از عامر بود.

 

7- جمع در چه صورتی غیرمنصرف است؟

7- گفتیم اسباب منع صرف 4 تاست دوتای آن ها را در درس قبل گفتیم.

علم و وصف را سومی آن جمع است و جمع در صورتی غیر منصرف است که دو شرط داشته باشد

8- شرایط جمع را بنویسدی؟

8- شرایط جمعی که غیرمنصرف است عبارت است از:

1- آن جمع بر وزن مفاعل باشد مانند: مکارم

2- بر وزن مفاعیل باشد مانند: مفاتیح

9- الف تأنیث در چه صورتی غیرمنصرف است؟

9- الف تأنیث بدون هیچ قید و شرطی غیرمنصرف است.

10- برای الف تأنیث مثال بزنید؟

10- الف تأنیث مانند: عذرا، حمراء، کبری، عطشی

که این ها دارای الف تأنیث هستند و غیرمنصرف اند.

11- اسم غیرمنصرف در چه صورتی کسره می پذیرد؟

11- گفتیم اسم غیرمنصرف کسره نمی پذیرد مگر در دو حالت.

1- اگر به کلمه ای دیگری اضافه شود مانند اشرف الانبیاء

اشرف اضافه شده کسره گرفته

2- یا اگر (ال)  بر سر آن در آید مانند:

المساجد فی المساجد

چون (ال) بر او وارد شده کسره گرفته

12- آیا غیرمنصرف تنوین می گیرد؟

12- خیر اسم غیرمنصرف اصلاً تنوین نمی گیرد.

شرایط جمع               1- جمع باید بر وزن مفاعل باشد مانند: مساجد

                             2- بر وزن مفاعیل باشد، مانند: مفاتیح

شرائط کسره              1- اسم غیرمنصرف اگر اضافه شود کسره می پذیرد.

پذیری                      2- اسم غیرمنصرف الف و لام گیرد کسره می پذیرد.

خلاصه درس بیست و یکم

  1. اسم

1- منصرف = هم تنوین می گیرد هم اعراب

2- غیرمنصرف= تنوین و کسره نمی گیرد.

  1. اسباب منع صرف

1. علم بودن

2. جمع بودن

3. وصف بودن

4. الف و نون تأنیث داشتند

3- جمع در صورتی غیرمنصرف است که دو شرط داشته باشد

1- بر وزن مفاعل باشد

2- بر وزن مفاعیل باشد

4- الف تأنیث بدون هیچ قید و شرطی غیرمنصرف است.

5- اسم غیرمنصرف اگر اضافه شود یا الف و لام بر او وارد شود کسره ــِــ می گیرد.